ج ن گ
هفته پیش دقیققق تر پنج روز پیش تمام نگرانیم این بود که تو جواب پاتولوژی مامان قراره چی بشنوم و الان سه روزه تمام نگرانیم اینه که قراره بعد از این چه اتفاقی سرمون بیادحالم بده به هرچیزی چنگ میزنم برای پرت شدن حواسم ولی نمیشه که نمیشه با هر کی حرف میزنم که حالم بهتر بشه ولی فقط بدتر میشم دلم میخواد بش...
دیسک کمر
سلام خوش اومدی دوست عزیزخوشحالم که به این وب هم سر زدی دوس داشتی خوشحال میشم نظرت رو بدونم دوس هم نداشتی خوب نداری دیگه دوستان عزیز که به این وب لطف کرده و سر میزنیدممنون میشم اگه احساس کردین که جایی رو اشتباه کردم کمک و راهنماییم کنینچـتـرتــــ را بگــــیر . . .چشــــــــــم های من . . .بزرگ شده ی ...
هزارو چاهارصدو دوووو
هوووووووووفباورم نمیشه از بهمن اینجا ننوشتم که هیییییییییچ حتی سر هم نزدمبهمن چه اسم مسخره ای مگه نه آزاد؟آزاد، فقط یه خاطره شده و گاهی مث از ذهنم رد میشهحس خستگی زیادی دارممشهد ، حالا هر دو شدن خاطره ای پس ذهنمنم به اندازه خودشون شدم خاطره پس ذهن یا حتی اونم نیستم ؟پسشون زدم گفتم نههههه و تمامدیگه ...
برای خودم
وگاهی فقط خودت میدانیچقدر ویرانه ایچقدر غیر قابل احیاو چقدر سوت و کور ...... + نوشته شده در شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۲ ساعت 16:50 توسط شهرزادی  |  Adblock test (Why?)
میم
چند هفته پیش همو دیدیم گفت اون حس بد و تنفرو نسبت بهم دیگه نداره و جاشو داده به دوس داشتن و خواستن .... + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ ساعت 16:47 توسط شهرزادی  |  Adblock test (Why?)
بهمن
شانزدهم بهمن نود و دو یک عمر زندگیاشک ها و لبخند ها ذوق ها غم ها و تنها چیزی که الان برام مونده بی حسیهتدلدت مبارک وبمبا دو روز دیر کرد + نوشته شده در سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ ساعت 5:57 توسط شهرزادی  |  Adblock test (Why?)
تنهایی
باورم نمیشه هفت ماهه اینجا نیومدمباور نکردنی تر میخوام پس زمینه وب رو عوض کنم یادم نمیاد چطوری بود مث بی سوادا زل زدم به میز مدیریت و چشام دودو میزنه دنبال کلمات اما بی نتیجه هی صفحه هارو باز میکنم اما بی نتیجه تر میبندمشون واقعا باورم نمیشه  + نوشته شده در شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۱ ساعت 2:26 توسط شهرزادی  |...
میمی که مرد
بالاخره ساعت پنج صبح که بی خوابی به سرم زده بود زبون باز کردمزبون باز کردم و قفل حرفامو شکستم و جوابم باز مث همیشه سکوت کن نگو و خودشم فقط سکوت دیدم ازش هیچی نگفت حتی یه کلمه آرومم نه خیلی نیستم ولی انگار باری ده ساله از دوشم بر داشتم ● نفرینت کردم همونجوری که اذیتم کردی اذیت بشی ولی حق من نفرین نیس...
چاهاردهم بهمن هزارو سیصدو نود و دو
باورم نمیشه داشتم نوشته های پیشین رو میگشتم برای پیدا کردن تولد وبمهی سالا که میرفت پایین تر من قشنگ ترس رو حس میکردمهشششششتتتتتتتت سال شد هشششتتت سالی که اینجا خنده هاو اشکها و رفاقت و جدایی های زیادی اینجا دیدم عمری گذشت ده روز دیگه تولد وبه و دیگه هیچ کسی رو ندارم و  نخواهم داشت که بهم تبریک وب ر...
Mei
بالاخره بهش گفتم بهار دیلیت زده و جرات کردم و بهش گفتم صدات خنده هات شبیه کسیه که دیگه ندارمش گفت همه چی درست میشه شهرزاد جان گفتم چی بگم تازه فراموشش کرده بودمتا همین یه ساعت پیش تو ویس با بچه ها چرت و پرت گفتیم و خندیدیم حال دلم آرومممممم ... + نوشته شده در سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ساعت 3:7 توسط شهرزاد...
هزارو چاهارصد و یک
به همین سرعت دوازده روز از قرن جدید گذشت شرکفیونافروزاننمیدونم بعدها این اسامی یادم میاد که چرا این مدل نوشته شدن یا نه اما الان تو این زمان حالم بخاطرشون بده خیلی بد بمونه به یادگار  + نوشته شده در جمعه ۱۲ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 15:50 توسط شهرزادی  |  Adblock test (Why?)
عکس
تو هنوز با تمام نبودنت تمام بودن منی .....سین
سداش
اعتراف میکنم وقتی صداتو شنیدم انتظار بی محلی و عصبانیتت رو داشتم ولیییییییینه تنها اینجوری نبودی بلکه انگار اتفاقی نیوفتاده و منتظر بودی تو جواب ببینیمت فوری بگم باشهپا در هوامدیوونه وار دلتنگتم امااا
بماند به یادگار
خیلی دلم گرفته صبح که از خواب بیدار بشم شده نود و نه امسال اولین سالیه اصلاااا حسی ندارم حتی عین آدم هم خونه تکونی نکردم دلم خیلی گرفته هیچ سالی اینقد تنهایی رو حس نکردم هر سال هر جور شده بالاخره رد م
سلامت
خوب بعد یه هفته بالاخره انلاین شدهخداروشکر حداقل میدونم سلامته
خودم
به قول بانو خودم تنها تنها دلم چو شام بی فردا دلم ...تنها تنها تنها
آهنگ پلی لیست او
همیشه یه آهنگایی تو پلی لیست پیدا میشن که نه گوش داده میشن نه پاک میشن فقط رد داده میشنگاها سال ها ...